محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6634
تاريخ الطبرى ( فارسي )
مگر من از ماهى شناگرتر نيستم . » آنگاه طايى در سمت شرقى فرود آمد عبدى نيز در سمت غربى مقابل وى بود . على بن محمد درباره بازگشت طايى شعرى دارد به اين مضمون : « طايى بيامد كه هرگز نيايد « همه اعمال زيبا را زشت كرد « گويى از نرمى كلماتش « دختركى است كه به زحمت جويدن مىكند . » ( 15 در همين سال ، چهارده روز رفته از رمضان ، ابو احمد بگفت تا طايى را به بند - كنند و بدارند كه چنين كردند ، و هر چه را از آن وى بود مهر نهادند . وى عامل كوفه و سواد آن و راه خراسان و سامرا و نگهبانى بغداد و خراج بادوريا و قطربل و مسكن و چيزى از املاك خاصه بود . در اين سال ابو احمد پسر خويش ابو العباس را بداشت كه ياران وى آشوب كردند و سلاح برداشتند و غلامانش برنشستند و بغداد از اين آشفته شد . ابو احمد برنشست و برفت تا به در رصافه رسيد و چنان كه گويند به ياران ابو العباس و غلامان وى گفت : « شما را چه مىشود مگر پنداريد نسبت به پسرم از من مهربانتريد ، وى پسر من است و نياز بود كه وى را به استقامت آرم . » پس كسان برفتند و سلاح بنهادند ، و اين به روز سه شنبه بود ، شش روز رفته از شوال همين سال . در اين سال هارون بن محمد هاشمى سالار حج بود . آنگاه سال دويست و هفتاد و ششم درآمد .